|
دوست داشتن به زبان قلب من :دوستت دارم عشق من love me
سقوط شیرینه وقتی که مقصد قلب تو باشه
ادامه مطلب نوع مطلب : اس ام اس عاشقانه، عکس عاشقانه، برچسب ها : چهارشنبه 3 اسفند 1390 :: نویسنده : ساحل
با خود گفتم با چه زبانی دوستت دارم رو بیان کنم: احساس گفت به وسیله من که گرمی وجودم
دل گفت به وسیله من که جایگاه امیدم عشق گفت به وسیله من که شیرینی حیاتم چشمام گفت به وسیله من که تمام حقایق درونم پس... با نگاهی مملو از عشق و احساس و دلی سر شار از محبت بر تو می نگرم تا بدانی که چه قدر دوستت دارم
من هیچ نشانه ای از تو ندارم اما نشانی ام را برایت مینویسم: در عصر های انتظار در حوالی بی کسی قدم بگذار و وارد کوچه پس کوچه های تنهایی شو کلبه ی غریبی ام را پیدا کن کنار بید مجنون خزان زده و کنار مرداب ارزو های رنگی ام در کلبه را باز کن و به سراغ بغض خیس پنجره برو حریر غمش را کنار بزن ... مرا می یابی ؟! ![]()
به خدا قسم
اگر کسی گفت دوستت دارم سعی نکن دوستش داشته باشی اگر گفت عاشقت سعی کن عاشقش نشی اگر گفت تمام زندگیش هستی سعی کن تمام زندگیش نباشی چون یک روز میاد و بهت میگه ازت متنفرم اونوقت نمی تونی ازش متنفر بشی خیلی سخته که بغض داشته باشی ، اما نخوای کسی بفهمه ... برای هزارمین بار پرسید تا حالا شده دلتو بشکنم منم برای هزارمین بار به دروغ گفتم نه.... که مبادا دلش بشکنه
تو گفتی که من رو فراموش کن ولی فراموش کردن تو یعنی مرگ تو گفتی که منو دوست نداری ولی وقتی که خواستی بری اشک ریختی تو گفتی که من رو فراموش کردی ولی هر روز از پشت پنجره به من نگاه می کردی تو گفتی که ما مال همدیگه نیستیم ولی هر شب به شک های من خیره می شدی تو می گفتی که عاشق کسی دیگری هستی ولی تو به همه نه می گفتی تو وقتی دیدی که من بی تو نمی تونم زندگی کنم به من سنگ زدی تا که از بام پرگشم و برم بال هایم شکست پرهایم خونین شد ولی عشق تو کمتر نشد تو من را تو شب تاریک زندان کردی تا تو را فراموش کنم ولی با چشمان تاریک تو را بیشتر شناختم گفتی که ازاین شهر برو ویادم را ازذهنت پاک کن ولی نه نمی تونم تو را فراموش کنم حتی با سفر پس تو بار سفر زشهر بستی ومن را با عشقت تنها گذاشتی من هم بد از تو از دیار پر کشیدم چون شهر بی تو مثل خرابه هاست و حال از تو فقط یک دفتر به جا مانده پر از شعر های عاشقانه ولی با این حال تو را فراموش نکردم و یک لحظه آتش عشقت را خاموش دوستت دارم ای عشق بی پایان زندگی مال تو مرگ مال من راحتی مال تو گرفتاری مال من شادی مال تو غم مال من همه چی مال تو ولی تو مال من
نوع مطلب : برچسب ها : دوشنبه 24 بهمن 1390 :: نویسنده : ساحل
تقدیم به عشق زندگیم
.
0000000000000000000000000000000 . . . .
. . . دنیا جهنمم شد کاش عاشقت نبودم نوع مطلب : برچسب ها : دوشنبه 24 بهمن 1390 :: نویسنده : ساحل
LOVE ME
تو هستی تو رویام تو هستی تو قلبم ولی رفتی و ندیدی حال خرابم توی این دنیا ... توی این عالم .... زندگی بی تو برام معنا نداره همه اون عشق و محبت حس این دل پاك من گله دارم از تو خدایا چرا شد عشق از ما جدا شب و روز از دوریش بسوزم.......... همه اون عشق و محبت حس این دل پاك من گله دارم از تو خدایا چرا شد عشق از ما جدا . . تن من دیگه نایی نداره با زندگی كاری نداره
میبینم من که انگار توی قلبت نیست احساس نمیخوای كه برگردی پیشم.....
......
نوع مطلب : برچسب ها : دوشنبه 24 بهمن 1390 :: نویسنده : ساحل
دوستت دارم به اندازه ی گریه گنجشک...درسته کمه...ولی گنجشکا وقتی گریه می کنن میمیرن . .
نوع مطلب : برچسب ها :
دفتری پاره پاره از متنهای من ، دلی شکسته از حرفهای من ! صدایت پر شده در گوش من که میگفتی : تو مغروری، دل بکن از دنیای من! میگفت که تو را همه میخواهند ، تو مال همه هستی جز من! میگفت همه ی متنهایت را پاره کردم ، در آتش قلبم ریختم و سوزاندم ! میگفت که دیگر شنیدن صدایت برایم هیچ آرامشی ندارد ، احساساتت برای همه زیباست ، برای من هیچ زیبایی ندارد! عکسهایم را پاره کرد ، و باز قلبم را در کوچه پس کوچه های تنهایی آواره کرد! من که کسی نبودم ، او برایم این حرفها را گفت و مرا بیچاره کرد! متنهای من تنها یک خواننده داشت ، او نمیدانست که احساست من تنها یک مخاطب داشت! آن نویسنده ی محبوب در خیال تو ، تنها عاشق تو بود ، آن صدایی که آرامش میداد به تو، تنها به عشق تو میخواند! تو نداستی غرور من ، غرور عشق بود و سکوت من خواسته ی سرنوشت بود! هر چه نوشتم برای تو بود و هر چه خواندم به عشق تو بود! نوع مطلب : برچسب ها : سه شنبه 18 بهمن 1390 :: نویسنده : ساحل
چشمانش پر از اشک بود به من نگاه کرد و گفت : فقط امروز برای مدت زیادی از برم میروی بگو که دوست دارم به چشمانش خیره شدم قطره های اشک را از چشمانش زدودم و بر لبانش بوسه ای زدم اما نگفتم که دوسش دارم روزی که به سوی او رفتم آنقدر خوشحال شد که خود را به آغوش من انداخت و سرش را بر روی سینه ام فشرد و گفت امروز بگو دوسم داری دستهای سفید و بلندش را گرفتم اما باز نگفتم که دوسش دارم . ماهها گذشت در بستر بیماری افتاد با چند شاخه گل میخک سرخ به دیدارش رفتم کنار بالینش نشستم او را نگاه کردم به من گفت : بگو که دوسم داری میترسم که دیگر هیچ وقت این کلمه را از دهانت نشنوم اما باز بوسه ای بر لبانش زدم و رفتم . وقتی که آن روز به بالینش رفتم روی صورتش پارچه ای سفید بود وحشت زده وحیران پارچه را کنار زدم تازه فهمیدم چقدر دوسش دارم فریاد زدم : به خدا دوست دارم اما…. نوع مطلب : برچسب ها : سه شنبه 18 بهمن 1390 :: نویسنده : ساحل
در جلسه امتحانِ عشق من ماندهام و یک برگۀ سفید! یک دنیا حرف ناگفتنی و یک بغل تنهایی و دلتنگی.. درد دل من در این کاغذ کوچک جا نمیشود! در این سکوت بغضآلود قطره کوچکی هوس سرسره بازی میکند! و برگۀ سفیدم عاشقانه قطره را در آغوش میکشد! عشق تو نوشتنی نیست.. در برگهام، کنار آن قطره، یک قلب میکشم! وقت تمام است. برگهها بالا.. نوع مطلب : برچسب ها : سه شنبه 18 بهمن 1390 :: نویسنده : ساحل
رسم دیرینه عاشقا رو خوب ادا کردی… منظورم چیه؟ بی وفایی در عشق را میگم که تو در حق عاشقت ادا کردی… بهت بر خورد!؟ تو به این تنها گذاشتنم چی میگی؟ قسمت و تقدیر لابد… ول کن تو رو خدا این حرفا رو دیگه خریداری نداره… یه حرف تازه تر بگو… بلد نیستی من بگم… پس خوب گوش کن… آرمانی که تو دلم داشتم بر آورده نشد… ارزوی
رسیدن به تو برای همیشه در دلم خاموش شد… نمی دونم شاید هم حق با تو باشه و
سرنوشتمون باید همین جوری رقم می خورد… باید بگم لعنت به این سرنوشت… چه
زود یادت رفت دوستیمون…
خدایش من که حسود نیستم تو خوشبخت بشی… ولی دلم می خواست فراموشم نکنی… من
دوباره یه روز می بینمت اون روز چه جوری تو چشم من نگاه میکنی…؟ تو میدونی
درد جدایی چیه؟ میدونم اگه دوباره ببینمت دیگه بی توجه
از کنارم رد میشی…! آخه من کهنه شدم واست… شاید دیگه نشناسی منو! تو یه
عروسک دیگه داری که با احساساتش بازی کنی…عشق من عروسک جدید مبارک… خدا کنه
قدر اونو بدونی تا مثل من نشه… میدونم که میدونی قدرشو… چون عشق پاک من
تجربه خوبی برات بود… من باید به تنهایی تاوان عشق را پس بدم… من باید در سکوت
لحظه ها بشکنم و صدای شکسته شدنم را جز خودم هیچ کس تا حالا نشنیده و
نباید بشنوه… می خوام حالا که رسوای عشق شدم دیگه رو به خاموشی برم… دیگه
آه و افسوس
هم فایده نداره… دیگه عشق واسم رنگ خاکستری شده… دیگه رنگهای روشن عشق به
سوی من نمیاد…بعد رفتنت دوست ندارم کسی تو خلوت لحظه هام بیاد… آخه همیشه
تو در یادمی… می خوام تنها باشم تنهاترین تنهای دنیا
نوع مطلب : برچسب ها : یادته یه روز بهم گفتی هر وقت خواستی گریه کنی برو زیر بارون که نکنه یه نامردی اشکاتو ببینه وبهت بخنده !؟ گفتم اگه بارون نیومد چی ؟…. گفتی اگه چشمای قشنگ تو بباره آسمون گریش میگیره…. گفتم یه خواهش دارم. وقتی آسمون چشمهام خواست بباره تنهام نذار… گفتی: چشم !! حالا امروز من دارم یه گوشه ی خلوت گریه می کنم اما آسمون نمی باره…. تو هم اون دور دورا ایستادی و داری به من می خندی..!! آخه چرا ؟مگه گناه من چیه ؟
نوع مطلب : برچسب ها : سه شنبه 18 بهمن 1390 :: نویسنده : ساحل
نوع مطلب : برچسب ها : جمعه 14 بهمن 1390 :: نویسنده : ساحل
خسته ام ...! خسته نبودنت ...! خسته از روزهایی که بی تو شب میشود و شبهایی که باز هم بی تو میگذرد تا که طلوعی و غروبی دیگر بیایند و باز هم گذر زمانها که بی تو میگذرد ...! میگذرد ...! میگذرد و باز هم میگذرد..... نوع مطلب : برچسب ها : جمعه 14 بهمن 1390 :: نویسنده : ساحل
من با تو چه قدر ساده رفتم بر باد
تو نام مرا چه زود بردی بر یاد من حبه ی قندکوچکی بودم که ازدست تو در پیاله چای افتاد
نوع مطلب : برچسب ها : |
درباره وبلاگ ![]() سلام به همه دوستان به وبلاگ خودتون خوش امدید امید وارم از دیدن این وبلاگ لذت ببرید با تشکر نـــــظـــــــر یـــادتــــــون نــــــــــــره کسی کاری داشت یا مشکلی این ایمیل را اد کنه : sahel.love29@yahoo.com توجه توجه توجه توجه دوستان هر کس که تو وبم نظر بده لینک میشه فقط قالب وب من طوریه که همه ی لینک ها رو نشون نمیده برای مشاهده ی لینک خودتون لطف کنید برید تو همه ی پیوند ها دقیقا پایین پیوند هاست زحمتی هم نداره در عوضش هی رو نرو (nerv ) من راه نمیرید که چرا ساحل منو لینک نکردی مرسی فدای همتون. یه زمانی دلتنگیهامو فقط برای یه نفر میگفتم كسی كه تو بدترین دوران زندگیم باهام بود و اون روزای بد رو تبدیل به بهترین روزای من كرد كسی كه ازش یاد گرفتم چطوری مهربون باشم چطوری ببخشم و چطوری زندگی كنم حالا اون رفته و من موندم و یه دنیا دلتنگی مینویسم دلتنگیهامو تا اگه یه روزی برگشت ببینه كه باهام چیكار كرده پس تویی كه وارد دنیای من میشی در مورد هیچكدوممون ندونسته قضاوت نكن چون من این نوشته ها رو تو اوج دلتنگی و از روی ناراحتی نوشتم و یه لطفی هم بكن و به كسی نگو دلتنگیهامو. غرور غرور غرور گاهی وقتا غرورت انقد زیاده که حتی حاضری باارزشترین فرد زندگیت رو هم فدای غرورت کنی. همیشه دور بودن به معنای فراموشی نیست بلکه فرصتی است برای دلتنگی ...همیشه به یادتم مدیر وبلاگ : ساحل مطالب اخیر موضوعات آرشیو وبلاگ پیوندهای روزانه پیوندها نویسندگان آمار وبلاگ کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
|
||